مرتضى مطهرى
530
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مطلب پرداخت . مرا آنچنان به وجد آورد كه از خود بىخود شدم ، مىخواستم ديوانه شوم . حكيم حالت مرا دريافت ، گفت : آرى ، « قوت مىبشكند ابريق را » « 1 » حكيم قمشهاى از ذوق شعرى عالى برخوردار بود و به « صهبا » تخلص مىكرده است . او در سال 1306 در كنج حجرهء مدرسه ، در تنهايى و خلوت و سكوتى عارفانه از دنيا رفت . قضا را آن روز مصادف بود با فوت مفتى بزرگ شهر مرحوم حاج ملاعلى كنى و در شهر غوغايى برپا بود . دوستان و ارادتمندانش ساعتها پس از فوت او از درگذشتش آگاه شدند . آن گروه معدود ، او را در سر قبر آقا به خاك سپردند « 2 » حكيم قمشهاى آنچنان مرد كه زيست و آنچنان زيست كه خود در بيتى از يك غزل سروده و آرزو كرده بود : كاخ زرين به شهان خوش كه من ديوانه * گوشهاى خواهم و ويرانه به عالم كم نيست « 3 » حكيم قمشهاى شاگردان بسيارى تربيت كرد . آقا ميرزا هاشم اشكورى ، آقا ميرزا حسن كرمانشاهى ، آقا ميرزا شهاب نيريزى ، جهانگيرخان قشقايى ، آخوند ملا محمد كاشى اصفهانى ، ميرزا على اكبر يزدى مقيم قم ، شيخ على نورى مدرس مدرسهء مروى معروف به شيخ على شوارق ، ميرزا محمد باقر حكيم و مجتهد اصطهباناتى مقيم نجف و مقتول در مشروطيت و مدفون در اصطهبانات ، حكيم صفاى اصفهانى شاعر عارف معروف ، شيخ عبد اللَّه رشتى رياضى ، شيخ حيدرخان نهاوندى قاجار ، ميرزا ابوالفضل كلانتر تهرانى ، ميرزا سيد حسين رضوى قمى ، شيخ محمود بروجردى ، ميرزا محمود قمى از آن جملهاند « 4 » 4 . ميرزا ابوالحسن جلوه ، از مشاهير اساتيد و مدرسين اين طبقه است . سالهاى
--> ( 1 ) . مقدمهء رسالهء ولايت حكيم قمشهاى ، ص 14 . ( 2 ) . مقدمهء آقاى همايى بر كتاب برگزيدهء ديوان سه شاعر اصفهان . ( 3 ) . قبل از اين بيت ، اين ابيات است : همه آفاق بگشتم چو تو در عالم نيست * يا اگر هست به حسن تو بنى آدم نيست شايد ار زير نگين ملك سليمان آرى * حسن هر جا كه زند خيمه كم از خاتم نيست فكرىاى شيخ به روز سيه خود مىكن * كه تو را دست در آن زلف خم اندر خم نيست ( 4 ) . رجوع شود به نقباء البشر ، ص 733 و 690 و 1185 و به مقدمهء رسالهء مرحوم حكيم قمشهاى در باب « ولايت و خلافت كبرى » كه حاشيهاى بر فصّ شيثى فصوص الحكم محيى الدين است ، ص 2 .